۱۳۹۰ خرداد ۱۹, پنجشنبه

جنگ پایان ناپذیر تریاک!


  نگاهی به فلم جنگ تریاک
جنگ امروزه براي هر افغان يك چيزي عادي شده است. ما دیگر به جنگ عادت كرده ايم و به زندگی در فضای جنگ خو گرفته ايم؛ جنگی كه سالهاست با تروریسم و ترياك آغاز شده  است و پايان نا معلومي دارد. شاید تاکنون هر کدام از ما  فلمهای زیادی در این موضوع دیده باشیم حد اقل در حد هندی و افغانی آن، ولی فکر میکنم هیچکدام از این فلمها ما را وادار  به تفکر در باره «تریاک»، «مافیا» و «تروریسم» نکرده است. اما در این میان فلم « جنگ تریاک 2008» صدیق برمک روایت متفاوتی دارد.
      قصه ی فلم جنگ تریاک در افغانستان اتفاق می افتد: دو  عسکر سفید و سیاه پوست آمریکایی بعد از سقوط هلیکوپتر شان در یک روستایی کوهستانی و مین گذاری شده، به دنبال جایی امنی در مناطق اطراف می گردند؛ تا اینکه در یک مزرعه تریاک یک تانک کهنه و فرسوده روسی را می بینند و به خیال اینکه طالبان آنجا هست،‌ شروع به تیر اندازی میکنند؛ غافل از اینکه بجز از یک خانواده دهقان و فقیر افغان دیگر کسی آنجا نیست. سرباز سیاه به دنبال فرصتی است تا  از دست همکار سفیدش که رتبه ی نظامی اش از او بلند تر است فرار کند؛ چرا که عسکر سفید زخمی او را به زور اسلحه وادار میکند تا او را به دوش خود حمل کند. آن دو باهم سر ناسازگاری دارند ولی بخاطر نیاز به همدیگر در یک سرزمین نا آشنا و بیگانه، مجبور هستند همدیگر را تحمل کنند.
    صدیق برمک در سال 1962 در پنجشیر به دنیا آمد، مکتب را در لیسه امانی خواند، امتحان کانکور داد و در دانشکده ساینس قبول شد. بخاطر علاقه به سینما ساینس را رها کرد و خرد سال ترین عضو اتحادیه سینماگران شد. در بین سالهای 1982-1987 به روسیه رفت و کارگردانی سینما را در دانشگاه سینمایی مسکو خواند. بعد از فراغت از مسکو به افغانستان برگشت و مدتی در دره پنجشیر به صف مجاهدین پیوست و جهاد کرد.
     صدیق برمک در کارنامه هنری خود دو فلم بلند  داستانی( اسامه 2003) و (جنگ تریاک 2008) و فلمهای کوتاه ( بیلیارد 1362)، (دایره 1363) و ( بیگانه 1365)  را به ثبت رسانده است. او دو فلم مستند بنامهای ( حدیث فتح) و (فاجعه پژمردن)  نیز ساخته است.
   شهرت جهانی برمک با فلم اسامه رقم خورد؛ فلمی که جایزه دوربین طلایی جشنواره کن فرانسه را در سال 2004 از آن خود کرد. این فلم همجنان جایزه گلدن گلوب بهترین فلم خارجی را در سال 2003 و جایزه اصلی جشنواره« فلم نو و رسانه نو» را از شهر مونترال کانادا در سال 2004 بدست آورد. «جنگ تریاک» هم در جشنواره های مختلف بین المللی به نمایش در آمده است و  توانسته در سال 2008 جایزه بهترین کارگردان فستیوال فلم روم ایتالیا را بدست آورد و مجسمه مارک آورل قیصر روم باستان، در دستان برمک قرار گیرد.
  فلم نود دقیقه ی« جنگ تریاک» با همکاری کشورهای جاپان، کره جنوبی و فرانسه ساخته شده است و تهیه کنندگی آن را صدیق برمک و شهره گل پریان به عهده داشته و در دامنه کوه کرکر پلخمری فلمبرداری شده است. این فلم به سبک کمدی تراژدی ساخته شده است و روش قصه گویی متفاوتی را در پیش گرفته است.  برمک تلاش کرده فضا و شخصیت های انتزاعی و گروتسک گونه ی در فلمش بوجود بیاورد ؛ چیزی که مکانهای رئالیست فلم، مانع تبدیل شدن آن به یک اثر کاملا انتزاعی می شود و فلم را بین فضای انتزاعی و رئالیستی معلق می گذارد. برمک در این فلم نیز همانند اسامه از بازیگران غیر حرفه ی استفاده کرده است؛ تجربه خوب و موفقی که در هنگام ساختن« اسامه» کسب کرد.
«جنگ تریاک»  به گفته خود برمک در یکی از نمایشهای خصوصی فلمش در کابل « خواب وحشتناک» او برای افغانستان است؛ افغانستانی که دموکراسی را با طعم تریاک در حال تجربه است. نگاه انتقادی برمک به وقایع و حتی تاریخ افغانستان در کل فلم کاملا مشهود است: همان قدر که حضور آمریکایی ها بخاطر دموکراسی و تریاک مضحک است، جنگ با روسها نیز بجز ویرانی و سرگردانی چیزی برای مردم افغانستان باقی نگذاشته است. حرفهای رکیک و مستهجن پسر نوجوان با غیرت ناموسی فلم به عساکر آمریکایی نشانه روح آشفته مردم بعد از جنگ  و پیرمرد لنگ همانند تانک کهنه روسی، یادگار دوران جنگ است.
   در قسمت دیگر  کارمندان ملل متحد را با کاروانی از « مرکب» ها که صندوق های سفید رأی را حمل میکنند، می بینیم. نماینده سازمان ملل متحد برای مردم سخنرانی میکند و از مزیت های شرکت در انتخابات می گوید و گوشزد میکند که این اولین باری است که زنان صاحب حق رأی می شوند و پای صندوقهای رأی می روند. در عین حال یکی از سه زن پیرمرد لنگ را، درد زایمان می گیرد و او کودک ناقصی بدنیا می آورد، زنان کودک ناقص را در صندوق رأی می  اندازند. این قسمت بخوبی بازی بزرگ سیاست در افغانستان را نمایان می سازد؛ مادر حامله و درد کشیده،  استعاره ی است از افغانستان امروز با پس زمینه جنگ و کودک ناقص الخلقه، همان دموکراسی غربی با طعم تریاک افغانی  را تصویر می کند؛ دموکراسی که در سر زمین قاچاق و ترور ناقص و ابتر خواهد ماند. هلیکوپتر اردوی ملی در آخرین صحنه فلم به زمین می نشیند و سربازان آمریکایی را با خود می برد، در حالیکه زنان بی سر پرست افغان، در زیر گرد و غبار آن گم می شوند.
     بدون تردید برمک خلاقیت ویژه ی در به تصویر کشیدن چهره جنگ زده افغانستان دارد و نشان داده است که قصه گویی به روشهای مدرن در سینما را می داند. او از « اسامه» تا« جنگ تریاک» این ادعا را ثابت کرده است و بذر امید را در دل جوانان سینماگر افغان کاشته است. فلم های او توانسته است سینمای افغانستان را به جهانیان معرفی کند و راه را برای دیگر فلمسازان باز کرده است.
او در طی سال روان اگر امکانات فراهم بتواند فلم سومش را شروع خواهد کرد؛ که احتمالا فیلمی عاشقانه در بستر جنگ خواهد بود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر