۱۳۹۰ خرداد ۲۵, چهارشنبه

سینمای افغانستان؛ دیروز، امروز و فردا


 با وجود که از عمر سینما در افغانستان بیش از نیم قرن میگذرد، اما این هنر هنوز در این کشور جنگ زده جای پای مستحکم و استواری برای خود پیدا نتوانسته است.  سینماگران افغانستان به دیروز سینمای شان ( بخصوص دهه شصت) می بالند و برای امروز مرثیه می خوانند و به فردا امیدوارند.
سینمای حال حاضر افغانستان یک سینمای بحران زده و ضعیف است که در مقابل فلم های وارداتی هندی، آمریکایی و ایرانی توان مقابله را ندارد. خوراک بازار سینمای افغانستان را بیشتر فلمهای هندی تشکیل می دهد و سهم ناچیزی از این بازار به فلم های که در افغانستان به« فلمهای بازاری» مشهور است، می رسد.
اما مدتی است  سینما در افغانستان کمی توجه آدمهای کلان این جامعه را جلب کرده است و آنها بطور ناگهانی سینما را پیدا کرده و از آن خوش شان آمده است. وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان طی نشست های گوناگونی که با سینماگران داشت بالآخره حمایت برگزاری « نخستین سیمینار سینما در افغانستان» را بدوش گرفت و در روز نخست این سیمینار که من متاسفانه نتوانستم شرکت کنم، وزیر اطلاعات و فرهنگ نیز حضور یافته بود وبرای سینماگران کشور سخنرانی کرده بود. من نمی دانم در روز اول این سیمینار چه کسانی سخنرانی کرده است و چه ها گفته است ولی در روز دوم توانستم شرکت کنم و بعضی چیزها را این جا می نویسم.
این سیمیناردوزه از 23 تا 24 جوزا ادامه داشت و در روز دوم آن داکتر عبدالواحد نظری رئیس شورای عالی مطبوعات و استاد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه کابل سخنرانی کرد. آقای نظری به زبان پشتو سنخرانی نمود و من حتی یک کلمه هم نفهمیدم که چه میگوید. سپس جوان شیر حیدری رئیس اتحادیه سینماگران افغانستان سخنرانی نمود و تاریخ تشکیل اتحادیه سینما را بر رسی نمود. او گفت اتحادیه هنرمندان افغانستان در سال 1359 از طرف دولت ایجاد و تمویل شد و با ظهور طالبان پایان یافت. بعد از طالبان اتحادیه سینماگران به صورت مستقل بوجود آمد که تاکنون نمایندگی هایش را در ولایات هرات، بغلان و ننگرهار و در کشورهای هالند، آلمان و کانادا ایجاد کرده است. سخنران بعدی این سیمینار یک جوان تازه فارغ از رشته سینما بنام عصمت الله ظفری بود. او سخنرانی اش را با عنوان« سینما و دموکراسی» آغاز کرد و دموکراسی را به مثابه یک امر سیاسی تعریف کرده و گفت آزادی بیان در سینما در حدود قوانین تعیین می شود او همچنین گفت آزادی بیان در سینمای افغانستان تقلیدی و کورکورانه است و این سینمای افغانستان را نه تنها که به جلو نمی راند بلکه به انحطاط می برد. او همچنین از دولت مردان افغانستان انتقادکرد و گفت آنها سینما را باور ندارند و اگر از آنها امتحان سینما گرفته شود ،هرچند از سینماگران نقل هم بگیرند، در چانس دوم کامیاب می شوند. او نیز گفت ما باید از سینمای بازاری و بی محتوا جلوگیری کنیم و تلاش کنیم که فلمهای معیاری بسازیم.
بعد از آن محمود آریوبی آمر دیپارتمنت سینمای دانشکده هنرهای زیبا سخنرانی خود را تحت عنوان« نیازفردای سینما افغانستان» آغاز کرد و گفت ما باید در آینده یک سینمای رسالتمند بوجود بیاوریم و توجه خود را روی فلمهای با موضوعات اجتماعی متمرکز کنیم. او همچنین بر بلند بردن ظرفیت سینماگران و توجه به نسل جوان سینماگر تاکید کرد.
در بخش نظر خواهی اکثریت قریب به اتفاق اشتراک کنندگان با حرف های احساسی و بی مزه فضای سیمینار را خسته کن کردند و اکثر شان بدون کدام درک واضح از سینما حرف زدند. بیشتر این حرف ها مرثیه های بود که برای ده سال گذشته سینمای افغانستان خوانده شد و اکثر پیچه سفیدان و ریش سفیدان سینما همدیگر را به باد انتقاد گرفتند. با وجود تمام اینها گفته می شد این بهترین سیمیناری بوده که تاکنون برگزار شده است. در اخیر یک هیئت رئیسه قطع نامه بلند بالای را صادر کردند و گفتند این قطع نامه بسیار سریع نوشته شده است و شاید در نهایت تغییراتی روی آن بیاید. من امیدوارم که بتوانم قطع نامه نهایی را پیدا کرده و در اینجا برای همه بگذارم.
با وجود که مواد قطع نامه اشتراک کنندگان را خوشحال و امیدوار ساخته بود، ولی همه شان نسبت به عملی شدن آن شک و ترید داشتند. چرا که در افغانستان ما عادت داریم همانند ماشین حرف بزنیم و همانند مورچه عمل کنیم. روز دوم این سیمینار ساعت 5.30 دقیقه بعد از چاشت با خواندن قطع نامه ابتدایی، پایان یافت.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر