۱۳۹۲ آذر ۲۱, پنجشنبه

زخم ناسور



عارف بهادری عنوان نمایشگاه آثارش را« زخم ناسور» گذاشته بود. من اولین بار وقتی این عنوان را دیدم یاد کلمات آغاز بوف کور صادق هدایت افتادم. صادق هدایت در بوف کور می نویسد« در زندگی زخم های هست که مثل خوره روح را آهسته و در انزوا می خورد و می تراشد.» عارف هم در جملات کوتاهی که در باره نمایشگاهش نوشته بود گفته بود آثارش بیانگر رنج ها و دردهایش هست. این دردها را قرنها پیش اجداد و هم تبارانش تجربه کرده اند و اکنون به خود او میراث مانده است.
زخم ناسور، زخم های را می گویند که همیشه زخم هستند. این زخم ها را مرهمی نیست و همواره به عنوان زخم در جان و روح آدم وجود دارد و به تعبیر هدایت روح را مثل خوره می خورد و می تراشد. اما تفاوت بین زخمهای هدایت و عارف در این است که هدایت زخم هایش برخواسته از شرایط زمان خود و زندگی شخصی خودش بود، اما زخم های را که عارف آنها را ناسور نام گذاری کرده اند، زخمهای تاریخی اند و زخمهای یک ملت زخمی هستند. عارف وقتی پشت سرش را می بیند و می خواهد به گذشته برگردد، گذشته اش را زخمی می بیند و می بیند که برجان تاریخش زخمهای وجود دارد که به درازی تاریخ زخم بوده اند و خواهند بود.
عارف آثارش را با استفاده از رنگ های مختلف و چسپ زخم خلق کرده است. این نوع کار حد اقل در تاریخ هنر افغانستان( که اگر هنری و تاریخ آن وجود داشته باشد) نو و خلاقانه است. کاری که هنوز در چشم های مخاطبش نا آشنا است و فکر کنم اکثرا مثل مه از دیدن این تابلوها هیجان زده شده بودند. در ابتدا فکر کردم این تابلوها حتما باید به سبک یکی از مکتب های اروپایی کار شده باشد، اما عارف گفت این کار را هیچ مکتبی نکرده است و از خلاقیت های خود او است. وقتی آدم چسپ زخم را روی زخمها می بیند فکر می کند که هنرمند می خواهد که زخمهایش را مداوا کند و مرهمی بگذارد بر این زخمها، اما این زخم ها در زیر تمام چسپ زخم ها، بازهم زخم هستند و این نشانگر این است که این زخمها از ورای تمام مرهمهای موقتی که سعی می شود بر روی آنها گذاشته شود، سر بیرون خواهد زد و زخم بودن شان را ثابت خواهد کرد. چسپ زخم ها در کار عارف سمبولی می شود از ناکارآمدی تمام مرهم های دنیا برای مداوای زخم های ناسور.
مخاطبان این نمایشگاه هم بیشتر جوانان هنرجو و دانشگاهی بودند، نسلی که در گذشته نبوده اند، اما گذشته در زندگی و آثار شان جریان دارد. آنها جنگ نکرده اند اما در جنگ زندگی می کنند، جنگ سوژه فکر، اندیشه و هنرشان شده است و از صبح تا شب با این پدیده شوم درگیر هستند.
نمایشگاه عارف ساده و صمیمی بود، از زرق و برق بسیاری از نماشگاه های دیگر در این نمایشگاه خبری نبود، اما بدون شک هنر عارف مخاطبان بی شمارش را پیدا خواهد کرد. زخم های ناسورعارف، زخمی های زیادی را با او همراه خواهد ساخت که نیاز به یک زبان مشترک برای بیان زخم های شان دارند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر